تبليغاتX
کارآگاه

کارآگاه

گرده ها ابزاری برای کشف جرم

 

گرده های کار آگاه

آیا تاکنون شنیده‌اید که از گرده گیاهان برای کشف راز جنایت‌های مختلف استفاده شود؟ گرده‌ گیاهان امروزه به عنوان ابزار جدیدی در کشف جنایت- از آدم‌کشی گرفته تا ردیابی مواد مخدر- به کار می‌رود.

یکی از اولین جنایت‌هایی که به وسیله گرده‌ آشکار شد مربوط به سال 1959میلادی است. در این حادثه، مردی در اطراف رودخانه «دانوب» ناپدید شد. در تحقیقات اولیه، پلیس به فردی مظنون شد، اما چون مدرک کافی علیه او وجود نداشت، پرونده به همان صورت باقی ماند. این جا بود که گرده‌ها به کمک پلیس آمدند و راز قتل را گشودند.

پلیس در حین بررسی محل خواب فرد مظنون، متوجه کفش‌های گلی وی شد و آنها را برای تحقیقات بیشتر به دانشگاه «وین» فرستاد. محققان با بررسی گل‌ها متوجه شدند که گرده‌هایی از انواع گیاهان، مثل صنوبر، بید و توسکا در آن وجود دارد.

اما نوع دیگری از گرده، که 20میلیون سال قدمت دارد، کشف شد که مربوط به نوعی درخت کاج بود که تنها در یک نقطه از شمال وین رشد می‌کرد.

گرده های کار آگاه

پلیس بلافاصله با نشان دادن اطلاعات به دست آمده به فرد مظنون، توانست از او اعتراف بگیرد و جسد دفن شده مقتول نیز در نزدیکی آن درختان پیدا شد.

علم استفاده از گرده‌ و هاگ گیاهان و قارچ‌ها و کشف تحقیقات پلیسی «پالینولوژی» نام دارد که کلمه‌ای یونانی است و از «پالینو» به معنی پاشیدن و «پاله» به معنی گرده، گرفته شده است.

اما گرده‌ها چگونه به پلیس در تحقیقاتشان کمک می‌کنند؟ گرده‌ها ذراتی میکروسکوپی‌اند که در همه جا وجود دارند و با مطالعه آنها، می‌توان به اطلاعاتی نظیر این که از کجا آمده‌اند، به چه گونه‌ای از گیاهان تعلق دارند، چگونه پراکنده و چقدر از منبع اصلی‌شان دور می‌شوند، دست یافت.

علاوه بر این اطلاعات، هر گرده منحصر به فرد است و مانند اثر انگشت، گرده‌ هیچ دو نوع گیاهی مانند هم نیست. گرده‌ها دارای پوشش محکمی به نام «اکسین» هستند که از ترکیبات شیمیایی پایداری به نام «اسپوروپولنین» ساخته شده است، که باعث سالم ماندن گرده در سالیان دراز می‌شود.
گرده های کار آگاه

امروزه از این روش به طور گسترده‌تری در سراسر جهان، بخصوص در انگلستان، استفاده می‌شود. «پاتریشیا ویلت شایر»، یکی از فعال‌ترین متخصصان در این زمینه، در یکی از تحقیقاتش در سال 2003 از قتل چند کودک پرده برداشت. او متوجه نوعی گزنه شد که زمانی می‌روید که گیاهی آسیب دیده باشد. همچنین با ادامه بررسی این گزنه، دریافت ، گیاهی حدود دو هفته پیش از آن لگد شده که در نتیجه، آن‌جا این گزنه روییده است. با ادامه بررسی‌ها و مطابقت گرده‌های ته کفش قاتل و محل کشف جسدها، توانستند قاتل را محکوم کنند.

در آمریکا، گرده‌ گیاهان در ردیابی مواد مخدر نیز سهم بسزایی دارند. محققان با بررسی محموله‌ای از کوکائین، توانستند به اطلاعاتی از این قبیل که از چه منطقه‌ای چیده، در کجا بسته‌بندی و در چه منطقه‌هایی توزیع شده است دست پیدا کنند.

گرده های کار آگاه

به طور کلی، روند بررسی پرونده‌های مختلف پلیسی به کمک گرده‌ها یکسان است: ابتدا پلیس به محل وقوع حادثه می‌رود، بعد با بررسی و تعیین وسعت محل، آن را حفاظت می‌کند. سپس از جزئیاتی که با زمان تغییر می‌کند، نظیر شرایط آب و هوا و بوها، گزارشاتی را تهیه و با فیلم‌برداری و عکس‌برداری، آنها را ضبط می‌کنند. پس از آن، کار متخصصان گرده‌شناسی آغاز می‌شود. آنها با دستکش‌های استریل به جمع‌آوری گرده‌ها می‌پردازند و از گیاهان اطراف، به ویژه آنها که در حال گل دادن هستند، عکس تهیه می‌کنند. بعد نمونه‌ها را در شرایط خشک قرار می‌دهند و اگر گرده‌ای مرطوب و گلی باشد، آن را منجمد می‌کنند یا در یخچال نگه می‌دارند. در نهایت، مقایسه نمونه‌های جمع‌آوری شده از محیط با نمونه‌های به دست آمده از مظنون‌ها شروع می‌شود... .

منبع:

روزنامه همشهری.شماره 404.نوشته آیدا ابوترابی

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 11:12  توسط کارآگاه  | 

و این ادامه داستان :

فرداش که من به اداره رفتم ، غروب که شد زنم بهم زنگ زد و گفت زود بیا خونه ، با هات کار دارم

بهش گفتم الان نمی تونم و سرم خیلی شلوغه کارت رو بگو. ولی دیدم به گریه افتاد و گفت دوستت رسول اومده خونمون و میگه زنش با یکی رفته و او نوقت عکس تو هم رو که باهاش بودی توش هست و من می ترسم اون بلایی بخواد سرمون بیاره . تو رو خدا بیا .

گفتم گوشی رو بده به رسول ببینم حرف حسابش چیه. رسول اومد پشت خط و گفت بدبخت می دونی که من با هزار بدبختی پرونده ی قتل تو رو چاپیدم تا کاری به زن ما نداشته باشی!

همین طور مات بودم و من که بی گناه بودم و این همه گرفتاری پشت گرفتاری برام بود و اصلا هم حالم خوش نبود داد زدم و بهش گفتم مردیکه من یه بار بهت گفتم اشتباه می کنی بهتره یه آب نبات بذاری دهنت و اون مغز پوکیتو کار بندازی که من با این همه بدبختی بیام با زن تو آخه چه کار کنم؟!!

رسول جواب داد : باشه حالا که این طوره صبر می کنم تا بیای و ببنی عکسی رو که با زنه من انداختی و خواهی دید که هم زنه رو که طلاق دادم هیچ و تو رو هم می کشم !

خلاصه رفتم به خونه و دیدمش که  زنش هم اونجاست و زنه من هم که فقط یک ساله باهاش هستم اونجاست . عکس رو اورد نشونم داد و دیدم که راست میگه بنده خدا ولی نمی دنستم چه طور و چه کسی این عکس رو تقلبی کرده .

به رسول گفتم تو منو میشناسی من این کاره نیستم تو دو روز به من وقت بده تا خودم کلک کسی رو که داره با زندگیه من بازی می کنه رو بکنم.

زنم که حسابی گیج بود و من از اون گیج تر رفتم به اداره با هزار بد بختی که تو ترافیک بودم

عکس رو بررسی کردم به خوبی و فرستادمش به یه یکی از  رفیقام تا اون عکس رو بررسی کنه و فرداش به من زنگ زد و گفت متاسفانه این عکس به نظر نمیاد جعلی باشه! میدمش به خودت تو هم روش کار کن

خودم نشستم و فکر می کردم که به آخر خط رسیدم ولی یه لحظه که با عکس ور می رفتم متوجه شدم

که انگار عکس دو تیکه باشه و خلاصه یه گوششو پاره کردم و حدسم درست بودم نواری زیر عکس بودم که نشون می داد عکس رو به شیوه ی حرفه ای جعلی کردند و عکس سر و کله ی ما رو گذاشتن روی یه عکس دیگه (از ذکر جزییات اون معذورم)

خلاصه ثابت کردم به رسول که عکس واقعی نیست و اون هم قبول کردو یه عذر خواهی مفصل از من کرد

منتها درست ۵ روز بعد من و رسول تونستیم اون کسی رو که عکس رو داده بود دست رسول اونم به صورت پاکت نامه دستگیر کنیم و جالبه بدونید اون کسی که این کار رو با ما کرده بود یه افسر اخراجی از اداره ی ما بود و اون به خاطر کینه ای که با من و رسول داشت سر یه مشکل کاری دست به این کار زده بود و من و رسول توی بازداشت گاه حسابی کلکشو کندیم و البته زیاد با هاش کاری نداشتیم منظورم اینه که حوصله ی جر و بحث باهاش نداشتم

همین ۷-۸ روزی که بنده نبودم که به وب برسم ، مشغول پرونده ای بودم که متعلق به زنی بود که خونه اش مورد دست برد قرار گرفته بود و تنونستم بیام اینجا و پست بذارم

اگه مایل هستید پیشنهاد بدید ممنو ن می شم و چون این وبلاگ تازه شروع به کار شده بد نیست که پیشنهاداتتون رو با صداقت بیان کنید

منتظر پست بعدی باشید... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 12:41  توسط کارآگاه  | 

خاطره ای جالب

سلام

در اینجا یه داستانی خنده دار و واقعی در مورد یکی از رفقامون که کارآگاه هست ، گذاشتم .

یه روز من داشتم به سمت بزرگراهی که از سمت تهران به قم هست ، می رفتم  که یک باره گوشیم زنگ زد و من نمی تونستم جواب بدم چون می ترسیدم که جریمه بشم! به هر حال قطع کردم و بدون اینکه بدونم کی پشت خط بوده . خلاصه طرف ۵ دقیقه بعد دوباره زنگ زد و من این بار از روی شماره متوجه شدم که رسول(رفیق کارآگاه ما) هست و فهمیدم که اگه جوابش رو ندم چونه میزنه  و گیر میده و به همین خاطر گوشه ای پارک کردم وسعی کردم زود جوابش رو بدم . من تا دکمه ی سبز رو زدم، شنیدم پشت خط میگه دیوونه شدی ، مریضی ؟ چرا دست از سر ما بر نمی داری؟من غافل گیر شدم و بهش گفتم بامنی؟! که گفت پس با کیم؟! با عمم؟!

اما من پاک گیج شده بودم چون هیچ وقت تا حالا اون با من این طور صحبت نکرده بود و اگر چه گهگاهی با هم شوخی میکنیم ولی او با جسارت تمام داد زد: خودم می کشمت!

خلاصه من که شاکی شده بودم گوشی رو قطع کردم و به راهم ادامه دادم . تو راه با خودم می گفتم حتماً براش اتفاقی افتاده که داره این طور عقدشو سر من خالی می کنه

فرداش که رفتم سر کارم تو یکی از شرکت های دولتی ، متوجه شدم رسول جلوی در اتاقم ایستاده و بر وبر منو نگاه می کنه ، یه جورایی ترسیده بودم آخه خیلی قیافه ی اخمویی به خودش گرفته بود

بدون مقدمه یه سیلی به صورتم زد ، طوری که نزدیک بود به زمین بخورم چمن همین طور مات و مبهوت نگاش می کردم و اونقدر از دستش ناراحت بودم که می خواستم با هاش تن به تن  درگیر بشم  و بزنمش ولی غرورم اجازه نداد و یقه اش رو گرفتم و بهش گفتم زده به سرت مردیکه تو چت شده؟

یکدفعه گفت: توی بی غیرت چرا مزاحم زن من شدی؟، مگه خودت نامزد نداری بی غیرت؟!!! خیلی تعجب کردم وبهش گفتم از تو دیگه بعیده این طور با من حرف بزنی ، مگه من اصلاً زنه تو رو دیدم که بخوام مزاحمش بشم. تو اشتباه می کنی . این دفعه دست رو شونم گذاشت و گفت : منو ببخش ، فقط میخواستم باهات شوخی کنم!!!

خیلی با عصبانیت بهش گفتم منظورت از این کارت این بود که فقط منو ضایع کنی و اذیت کنی؟؟ !!ها؟؟درسته؟؟؟ خاک بر سر من که با تو رفیقم! بی حیا !

ولی او با زیرکی تمام به من گفت اگه با تو دعوا نمی کردم که اونوقت با هم صمیمی نمی شدیم و در عوضش تو هم این جرات رو پیدا کردی که با من حریف بشی و این غرور نا به جات رو از دست بدی!!

و اما فرداش اتفاقی جالب  برام افتاد که درادامه  براتون می نویسم .

پس با ما همراه باشید... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 17:16  توسط کارآگاه  | 

گزارشی از کار یک کارآگاه ایرانی

 

سعيد جليلي: «من سرهنگ فلاني هستم از پليس آگاهي».اين جمله شما را ياد چي مي‌اندازد؟ سريال كلانتر؟ پليسي كه لباس شخصي مي‌پوشد و همه چيز را مي‌داند؟

يا اتاق تنگ و تاريكي كه در آن يك نفر در حال بازجويي متهم است؟ قبول داريد كه هيچ‌كدام از ما تصور درستي از آگاهي نداريم؟ شايد فقط در همين حد بدانيم كه سر و كار كارآگاهان اين اداره با سرقت و جنايت است. فقط همين. ولي عمرا هيچ‌كدام‌تان نمي‌توانيد تصور كنيد كه اين اداره براي خودش چه تشكيلاتي دارد.

گزارش را بخوانيد تا متوجه شويد كه يك كارآگاه ايراني، براي اينكه راز يك جنايت را فاش كند چه ابزار پيشرفته‌اي در اختيار دارد. اين گزارشي است از مركز تشخيص هويت پليس آگاهي ناجا؛ جايي كه به مناسبت هفته ناجا رفته‌ايم سراغش.

اوايل خيابان نوفل لوشاتو، درست روبه‌روي ديوار دور‌و‌دراز سفارت روسيه، يك فولكس كابين‌دار ايستاده و سربازي در حال شستن شيشه‌هايش است. چند نفري هم دارند از پشت ماشين وسايلشان را برمي‌دارند. همين‌‌طور كه سرباز شيشه را دستمال مي‌كشد، مي‌تواني عنوان «بررسي صحنه جرم» را روي ماشين بخواني. آن چند نفر هم احتمالا از صحنه يك جنايت مي‌آيند.

كمي آن طرف‌تر لهجه اصفهاني مرد ميانسالي را مي‌شنوي كه قيافه‌اش بدجوري شبيه كارآگاه سريال ميوه ممنوعه است؛ مردي كه مثل توي فيلم‌ها يك كيسه دربسته توي دستش دارد كه چند تا پوكه خالي تويش انداخته‌اند. اگر بيشتر فضولي كني، مي‌فهمي كه او يكي از كارآگاهان پليس آگاهي  اصفهان است كه آمده اينجا تا سرنخي از سرقت مسلحانه شب گذشته شهرش پيدا كند.  او براي دستگيري سارقان نياز به اطلاعات پليس‌هاي سفيدپوش دارد. اينجا مركز تشخيص هويت آگاهي است؛ جايي كه پليس‌هايش سفيد مي‌پوشند.

امكانات در حد پوآرو
سرهنگ عبدالله قاسمي، رئيس اداره اجتماعي پليس آگاهي است. او درباره تشكيلاتي كه آنها در مركز تشخيص هويت دارند، توضيح مي‌دهد: «وظيفه اين دايره، بررسي آثار به جا مانده در صحنه‌هاي جرم است.

 از سرقت‌هاي ساده بگيريد تا جنايت‌هاي سنگين». جناب سرهنگ ضمن يادآوري  اينكه همه پرسنل در اين ساختمان جزو تحصيلكرده‌هاي پليس هستند و حداقل مدرك ليسانس دارند، مي‌گويد: «از سال 1370، توجه زيادي به اين بخش شد؛ طوري كه با خريد تجهيزات به‌روز دنيا و اعزام نيرو به كشورهاي اروپايي، الان مركز تشخيص هويت آگاهي يكي از پيشرفته‌ترين مراكز در سطح دنياست». باور كردنش كمي مشكل است ولي اگر شما هم گشتي در اين ساختمان چند طبقه بزنيد، دهانتان از تعجب باز مي‌ماند.

مجموعه اين ساختمان از 3 مركز تشكيل شده، «واحد بررسي صحنه جرم»،«آزمايشگاه‌هاي تحقيقات جنايي» و «بانك اطلاعات انگشت نگاري مجرمين».

 ولي شايد جذاب‌ترين بخش، همان آزمايشگاه‌هاي تحقيقات جنايي باشند؛ جايي كه ما فقط توي فيلم‌هاي خارجي نمونه‌اي از آنها ديده‌ايم. اينجا 4 تا آزمايشگاه هست. آزمايشگاه شيمي جنايي، فيزيك جنايي، بيولوژي و بررسي اسناد و تطبيق آثار انگشت.

 اگر چرخي در اين آزمايشگاه‌ها بزنيد، آن وقت متوجه مي‌شويد كه خيلي از اتفاقاتي كه در سريال‌هاي پليسي خارجي مي‌افتد، فقط فيلم نيست بلكه واقعا جايي وجود دارد كه مثلا بتوانند از روي رد پاي يك مجرم تشخيص بدهند كه چطور راه مي‌رفته يا مثلا از ته مانده يك بشقاب يا يك ته سيگار متوجه شوند كه مقتول با چه سمي كشته شده!

به دنبال سر نخ
«ما در تمام مراكز استان‌ها اداره تشخيص هويت داريم. در عين حال، مركز تشخيص هويت ما در تهران، به عنوان يكي از پيشرفته‌ترين مراكز در سطح دنيا، با كل كشور تعامل دارد. مثلا همين آقايي كه جلوي در ديديد، از كارآگاهان اصفهان است كه براي بررسي پرونده سرقت مسلحانه ديشب به تهران آمده».

سرهنگ قاسمي از سرعت عمل بررسي آثار به جا مانده در صحنه جرم مي‌گويد: «الان در صورت لزوم كل مدارك جنايي ظرف 24 ساعت به اين مركز ارسال مي‌شوند. ما هم پس از بررسي 24 ساعته، پاسخ را بر مي‌گردانيم».

او توضيح مي‌دهد كه در شهرهاي بزرگ براي بررسي صحنه جرم بين نيروهاي پليس تفكيك وظايف وجود دارد. چطوري؟ «بعد از وقوع هر جرمي، عوامل انتظامي در صحنه حاضر مي‌شوند.  از اين مرحله به بعد، در صورتي كه اين افراد تشخيص بدهند كه نياز به حضور كارشناس در صحنه هست، گروه كارشناسي به محل اعزام مي‌شوند و اقدامات محلي را انجام مي‌دهند. حالا تعداد اين افراد بسته به اهميت موضوع افزايش مي‌يابد بعد هم اگر لازم باشد با سازمان‌هايي مثل پزشكي‌قانوني ارتباط برقرار مي‌كنيم».

به طور كلي مراكز تشخيص هويت، بعد از وقوع جرم، 2كار مي‌كنند. اولين وظيفه بر عهده گروه بررسي صحنه جرم است كه بلافاصله بعد از واقعه در صحنه حاضر مي‌شوند و به جمع‌آوري آثار و مدارك مي‌پردازند؛ آثاري مثل اثر انگشت، رد پا، بزاق دهان و... اين گروه بلافاصله مدارك را در  اختيار آزمايشگاه‌هاي جنايي قرار مي‌دهند. آنها بعد از تحويل مدارك، ديگر كاري ندارند و براي ماموريت بعدي آماده مي‌شوند.

وظيفه بعدي برعهده پرسنل آزمايشگاه‌هاست كه بايد به بررسي آثار بپردازند. آنها وظيفه دارند به كارآگاهان اطلاع بدهند كه مثلا پوكه‌هايي كه پيدا شده مربوط به همان صحنه جنايت است يا خير؛ يا اينكه گروه خوني متهم چيست و كارهايي از اين دست.

هيچ‌كس نمي‌تواند فرار كند
«معمولا در گروه بررسي صحنه جرم، يك پليس زن حضور دارد. در صورتي كه در صحنه‌اي مقتوله وجود داشته باشد، حتما 2نفر پليس خانم با گروه مي‌فرستيم تا از نظر مسائل شرعي مشكلي پيش نيايد».

سرهنگ قاسمي يادآوري مي‌كند كه يكي از سخت‌ترين كارهاي پليس بررسي آثار به جا مانده در صحنه جرم است. خصوصا اگر پليس‌ها خانم باشند؛ «خيلي وقت‌ها شما در يك صحنه با جنازه‌اي مواجه مي‌شويد كه چند ماه مانده و به قول بچه‌ها صابوني شده؛ يعني اگر دست به پوستش بزنيد مثل صابون ليز مي‌خورد و جمع مي‌شود. يا خيلي وقت‌ها قاتل براي اينكه لو نرود، جنازه را مثله كرده يا حتي سوزانده است.»

بررسي يك قتل يا يك سرقت مسلحانه ممكن است ماه‌ها طول بكشد ولي با وجود چنين تجهيزاتي، خيلي بعيد است كه قاتلي بتواند از دست قانون فرار كند. اين را سرهنگ قاسمي هم تأييد مي‌كند؛ «بيش از 90درصد قتل‌ها، كشف مي‌شوند». و اين حاصل همكـاري كارآگاهان و پليــس‌هـاي ســفيدپوش در مــــركـــز تــشـخــيص هويت است.

تاريخچه مركز تشخيص هويت پليس آگاهي
سال 1330 در مجموعه شهرباني تهران، اداره‌اي به وجود آمد كه كار انگشت‌نگاري از متهمان را انجام مي‌داد. از همان زمان، بانك اطلاعاتي اثر انگشت مجرمين به صورت دستي نگهداري مي‌شد.

از سال 50، آزمايشگاه‌هاي تحقيقات جنايي هم به اين مجموعه اضافه شدند و تحصيلكرده‌هاي رشته‌هاي شيمي و فيزيك در اين اداره مشغول به كار شدند. تا پيش از انقلاب، اين مركز را فقط در شهر تهران داشتيم؛ مركزي كه از 2 اداره تشخيص هويت و پليس بين‌الملل تشكيل مي‌شد.

در سال60 پليس بين‌الملل از اين اداره جدا شد و به صورت مستقل شروع به فعاليت كرد. از آن موقع مركز تشخيص هويت با 2 آزمايشگاه اثر انگشت و تحقيقات جنايي فعاليتش را ادامه داد تا سال 70 كه نيروي انتظامي شكل گرفت. از اين سال به بعد به استانداردسازي اين مركز توجه بيشتري شد و با اعزام نيرو به خارج از كشور، آموزش‌هاي لازم هم به دست آمد. الان اين مركز با خريد پيشرفته‌ترين دستگاه‌ها و 4 آزمايشگاه، يكي از مجهز‌ترين مراكز بررسي جرم در دنياست.

به دنبال سرنخ
مركز تشخيص هويت، 4 آزمايشگاه دارد كه هر كدام، به فراخور اسمي كه برايش گذاشته‌اند، يك قسمت از بررسي سرنخ‌هاي پرونده را برعهده مي‌گيرد. بد نيست وظايف هر كدام از اين آزمايشگاه‌ها را به تفكيك بدانيد.

آزمايشگاه بيولوژي: بخشي از آثار به‌جا مانده از صحنه‌هاي جرم به اين آزمايشگاه ارسال مي‌شوند. نمونه‌هايي مثل خون – كه معمولا به مقدار زياد در صحنه وجود دارد – مو، بزاق، استخوان و بافت. از اين نمونه‌ها براي تعيين گروه خوني قاتل و مقتول، رد پدر و فرزندي، تعيين هويت اجساد و حتي تعيين DNA استفاده مي‌كنند.

 DNA در مرحله اول از طريق استخوان يا بافت تشخيص داده مي‌شود ولي اگر پرونده‌اي خيلي گره بخورد و اين نمونه‌ها وجود نداشته باشند، كارشناسان اين آزمايشگاه از طريق مو و خون به‌جا مانده در صحنه مي‌توانند DNA فرد را شناسايي كنند. اين روش بسيار پيشرفته مي‌تواند گره بسياري از پرونده‌ها را باز كند. الان در اين مركز به صورت آزمايشي، بانك اطلاعات DNA متجاوزين به عنف در حال آماده‌سازي است.

آزمايشگاه شيمي جنايي: آزمايش روي هر نمونه‌اي كه احتمال مي‌دهند مجرم از آن استفاده كرده باشد، تشخيص سموم كشنده، مواد مخدر، الكل‌ها، مقايسه رنگ اتومبيل‌ها به‌خصوص در صحنه‌هاي تصادف، بررسي بقاياي شليك بر اثر سلاح گرم، مواد منفجره و حتي بازسازي انگشتان اجساد و تعيين هويت آنها بر عهده اين آزمايشگاه است. ضمن اينكه كارشناسان اين آزمايشگاه قادرند آلياژ مواد مختلف را با كمترين جزئيات به دست بياورند. منبع : همشهری آنلاین

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:12  توسط کارآگاه  | 

کارآگاه کیست؟

طبق تعریفی از ویکی پدیا

کارآگاه، در حقیقت، فردی است که به وسیله ی مدارک موجود، مثلاً در صحنه ی جرم، مطلب مهم و حائز اهمیتی را کشف می کند. کارآگاه های پلیس، از آثار انگشت، آثار DNA، رد پاها و مسائلی مانند این، در کشفیات و استنتاج هایشان بهره می گیرند. همچنین، آن ها از طریق گفتگو با افراد حاضر در صحنه ی جنایت، یا افرادی که به نحوی با جنایت مرتبطند و با تحقیق در رابطه با سابقه ی افراد، اطلاعاتی راجع به جرم و جنایت کسب می کنند. لازم نیست که حتماً قتلی روی داده باشد. در سرقت ها، آدم ربایی ها، باج گیری ها و مسائل دیگری مانند این نیز، کارآگاه ها وارد عمل می شوند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:53  توسط کارآگاه  |